عزیز دل مامان و بابا، ساریناعزیز دل مامان و بابا، سارینا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

سارینا تموم هستی مامان و بابا

گفتار درمانی...(28 ماهگی)

1392/6/1 3:50
نویسنده : مامان محدثه
291 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دخمل خوگشلم......

مامانی جونم، یک مقداری در حرف زدن تنبلی می کنی. با اینکه کلی کلمه می گی ولی خیلی از چیز ها رو با علامت و اشاره به من می فهمونی.خیلی دوست داشتم که یک جلسه ببرمت گفتار درمانی و مشاوره بگیرم ولی از یک طرف دیگه دلم راضی نمی شد و پیش خودم می گفتم که حرف زدنت طبیعیه و نیازی به گفتار درمانی نیست... مونده بودم بین دو راهی که به کمک عمه احترام بهترین راه رو انتخاب کردیم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

چند شب پیش که رفته بودیم خونه مامان جونی شون، موقع برگشتن با عمه احترام اومدیم و وقتی به خونه رسیدیم، هنگام پیاده شدن از ماشین گیر دادی که عمه احترام بیاد خونمون.

چون عمه احترام هم اصلا دل نداره که گریه شما رو ببینه، برای اینکه ناراحت نشی و حرفت عملی بشه اومد خونمون. هنگامی که عمه خونمون بود به من پیشنهاد داد که فردا سارینا رو ببریم گفتار درمانی تا خیال مون راحت بشه، ولی من اولش مخالفت کردم و یک کمی می ترسیدم ولی با اصرار عمه احترام و بابا محمد قبول کردم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

روز بعدش عمه احترام و فاطمه و ترنم جون، اومدند دنبال مون و با هم رفتیم به کلینیک گفتار درمانی. من و شما به همراه یک خانومی که مشاور بود رفتیم داخل اتاقی. 

اون خانوم شروع کرد به صحبت کردن با شما و ازت پرسید اسمت چیه؟ که سریع گفتی "من" .

ازت پرسید چند سالته؟ سریع گفتی" دُ "

وقتی اون خانوم با من صحبت کرد و متوجه شد که کلی کلمه معنی دار و درست می گی، به من گفت که خدا رو شکر دخترتان مشکلی در حرف زدن نداره و یک جلسه مشاوره کافی هست.( چند باری هم در بین حرف هامون ازت سوال پرسید که خیلی قشنگ تونستی با کلماتی که بلد بودی، منظورت رو بهش بفهمونی)

 نکات خیلی مفیدی رو به من گفت که باید باهات کار کنم ولی تاکید اش روی این بود که من و بابا و اطرافیان تا می توانیم باید از طریق جملات کوتاه باهات صحبت کنیم و وقت بیشتری رو برای بازی کردن با دخترمون صرف کنیم و در واقع می توان گفت که بهتر حرف زدن شما قسمت عمده اش بر می گرده به تلاش من و بابا که باید زمان بیشتری رو برایت بگذاریم...

خدا رو شکر که همه چیز خوب بود و به خیر گذشت و این همه ترس و نگرانی من بیهوده بود.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خیلی خیلی از عمه احترام ممنونم که باعث این کار خیر شد و خیال من و بابا رو راحت کرد.

تا ظهر هم برای ناهار رفتیم خونه عمه احترام شون که طبق معمول بهشون زحمت دادیم. شما هم که کلی تاب بازی با ترنم کردی.

 دستشون درد نکنه.

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

... خدایا شکرت ...

 

خدایا شکرت...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

امین
1 شهریور 92 11:33
بچه دو ساله راجع به همه چی با آدم حرف میزنه، از یه سالگی کامل حرفهای بقیه رو میفهمه، دیگه انتظار دارین چی کار کنه؟! قربون اون زبونش برم. فهم و شعورش هم که ده برابر سن خودشه فداش شم
ولی خیلی خوب کاری کردین رفتین. رفتن پیش متخصص و مشاور تو هر زمینه ای کاملا مفید و بی ضرره


ممنون از توجه و لطف همیشگی ات.آره به خدا با این مشاوره ای که انجام دادیم کلی خیالمون راحت شد...